سوره قصص
ابتدا لازم هست که میلاد بانوی کربلا، حضرت زینب(س) و روز پرستار رو به همه تبریک بگم. و دیگر این که سالروز شهادت سید شهیدان اهل قلم، سید مرتضی آوینی رو گرامی میداریم و دعا میکنیم که انشاالله راه چنین افرادی جاوید باشد و خونشان باعث شود تا مسلمانانی که خفته اند بیدار شوند و دین خدا رو هر چه بیشتر یاری کنند.
اين سوره در شرايطى كه مؤمنين در چنگال دشمنان نيرومندى گرفتار بودند، دشمنانى كه هم از نظر جمعيت و تعداد، و هم قدرت و قوت بر آنها برترى داشتند، نازل شده است. اين اقليت مسلمان، چنان تحت فشار آن اكثريت بودند، كه جمعى از آينده اسلام بيمناك و نگران به نظر مىرسيدند.
از آنجا كه اين حالت شباهت زيادى به وضع بنى اسرائيل در چنگال فرعونيان داشت، بخشى از محتواى اين سوره را داستان «موسى» و «بنى اسرائيل» و «فرعونيان» تشكيل مىدهد، بخشى كه در حدود نيمى از آيات اين سوره را در بر مىگيرد.
و مخصوصا در آغازش نويد حكومت حق و عدالت را براى مستضعفين و بشارت در هم شكستن شوكت ظالمان را باز گو مىكند، بشارتى آرام بخش و قدرت آفرين.
بخش ديگرى از اين سوره داستان «قارون» آن مرد ثروتمند مستكبر را كه تكيه بر علم و ثروت خود داشت باز گو مىكند كه بر اثر غرور، سر نوشتى همچون سر نوشت فرعون پيدا كرد او در آب فرو رفت و اين در خاك.
برای مقدمه سوره قصص آیه چهارم از این سوره رو انتخاب کردم. به احتمال زیاد شنیدید که هنوز هستند افرادی که دین رو از سیاست جدا میدانند. میگن مگه توی قرآن آیه سیاسی هست؟؟!!!
به همین دلیل من این آیه رو انتخاب کردم تا اونا هم بدونن که دین از سیاست جدا نیست. اصلا مگه میشه که قرآن موضوع مهمی مثل مسائل حکومتی و سیاسی رو از قلم انداخته باشه و راه درست رو در این امور به انسان نشون نداده باشه؟؟؟. اگر این افراد کمی فکر کنن، خودشون جواب سوال رو میدونن!!!
حاج آقا قرائتی توی برنامه شون گفتن که : "در قرآن کریم 500 آیه سیاسی آمده است و کسی که میگوید؛ دین از سیاست جدا است باید این 500 آیه را حذف کند."
و اما مقدمه :
(آيه 4) - «فرعون (استكبار و سلطهگرى و) برترى جويى در زمين كرد» (إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الْأَرْضِ).
او بنده ضعيفى بود كه بر اثر جهل و نادانى شخصيت خود را گم كرد و تا آنجا پيشرفت كه دعوى خدايى نمود.
به هر حال او براى تقويت پايههاى استكبار خود به چند جنايت بزرگ دست زد.
نخست: «اهل آن [سر زمين] را به گروههاى مختلفى تقسيم نمود» (وَ جَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً).
چرا كه حكومت يك اقليت ناچيز بر يك اكثريت بزرگ جز با برنامه «تفرقه بينداز و حكومت كن» امكانپذير نيست! آنها هميشه از «توحيد كلمه» و «كلمه توحيد» وحشت داشته و دارند، آنها از پيوستگى صفوف مردم به شدت مىترسند.
آرى! فرعون مخصوصا مردم مصر را به دو گروه مشخص تقسيم كرد:
«قبطيان» كه بوميان آن سر زمين بودند، و تمام وسائل رفاهى و كاخها و ثروتها و پستهاى حكومت در اختيار آنان بود.
و «سبطيان» يعنى مهاجران بنى اسرائيل كه به صورت بردگان و غلامان و كنيزان در چنگال آنها گرفتار بودند.
دومين جنايت او استضعاف گروهى از مردم آن سر زمين بود قرآن مىگويد: «آن چنان اين گروه را به ضعف و ناتوانى كشانيد كه پسران آنها را سر مىبريد و زنان آنها را (براى خدمت) زنده نگه مىداشت» (يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ).
فرعونيان براى تضعيف بنى اسرائيل اين نقشه را طرح كرده بودند كه نسل ذكور آنها را كه مىتوانست قيام كند و با فرعونيان بجنگد بر اندازند، و تنها دختران و زنان را كه به تنهايى قدرت بر قيام و مبارزه نداشتند براى خدمتكارى زنده بگذارند.
و در آخرين جمله اين آيه به صورت يك جمع بندى و نيز بيان علت مىفرمايد: «او بطور مسلم از مفسدان بود» (إِنَّهُ كانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ).
طبيعى است افراد برترى جو و خود پرست تنها حافظ منافع خويشند، و هرگز حفظ منافع شخصى، با حفظ منافع جامعه كه نياز به عدالت و فدا كارى و ايثار دارد هماهنگ نخواهد بود، و بنا بر اين هر چه باشد نتيجهاش فساد است در همه ابعاد زندگى.



